السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

6

تفسير الميزان ( فارسي )

آخرين آيه اين سوره يعنى آيه « هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِه . . . » در مقابل اولين آيه آن يعنى آيه * ( « كِتابٌ أَنْزَلْناه » ) * است كه مؤيد اين گفتار ما است كه گفتيم مقصود از « ناس » تنها همان افرادى نيست كه در زمان رسول خدا ايمان آوردند و از تاريكىها به سوى نور بيرون آمدند ، بلكه منظور عموم افراد بشر است . در اين آيه بيرون كردن از ظلمت به سوى نور را به رسول خدا ( ص ) نسبت داده و فرموده است : تا تو مردم را بيرون آورى . اين بدان جهت است كه رسول خدا ( ص ) يكى از اسباب ظاهرى اين اخراج است ، و ايمان هر مؤمنى هر چند در هزاران سال بعد و با واسطه هاى بسيار باشد بالأخره مستند به آن جناب مىشود . در اينجا ممكن است بپرسيد كه : اين آيه هدايت مردم را به رسول خدا ( ص ) نسبت داده ، و حال آنكه آيه « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » « 1 » ، اين معنا را از آن جناب سلب مىكند ، اين تناقض چگونه بر طرف مىشود ؟ . در جواب مىگوييم آيه اى كه هدايت را از آن حضرت ، سلب مىكند با آيه مورد بحث ، منافات ندارد ، چون آن آيه اصالت و استقلال رسول خدا ( ص ) را در هدايت خلق انكار مىكند نه مطلق هدايت و حتى هدايت به نحو وساطت و به اذن خداى را ، تا منافات داشته باشد . خلاصه اينكه آيه مورد بحث آن جناب را در امر هدايت واسطه ميان خدا و خلق مىداند و آيه سوره قصص استقلال او را انكار مىكند ، به شهادت اينكه آيه « وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 2 » صريحا هدايت را به او نسبت مىدهد ، و در آيه مورد بحث هم كه جمله * ( « بِإِذْنِ رَبِّهِمْ » ) * را اضافه نموده به منظور اشاره به همين جهت است . منظور از « ظلمات » در آيه شريفه ، ضلالت و گمراهى ، و منظور از « نور » ، هدايت است ، و اين تعبير در قرآن كريم مكرر آمده و در موارد بسيارى هدايت را نور ، و ضلالت را ظلمت خوانده است . و اگر هدايت را نور ، و ضلالت را ظلمات ناميده

--> ( 1 ) چنين نيست كه تو هر كه را دلت بخواهد هدايت كنى ، بلكه اين خداست كه هر كه را بخواهد هدايت مىكند . سوره قصص ، آيه 56 . ( 2 ) و تو مسلما به سوى راه راست هدايت مىكنى . سوره شورى ، آيه 52 .